تبلیغات
Susa Web Tools

•:*¨ღ`*:•. IRAN HISTORY •:*¨ღ`*:•. - آق قویونلو و هزاراسپاییان
 
•:*¨ღ`*:•. IRAN HISTORY •:*¨ღ`*:•.
اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است / ارد بزرگ
درباره وبلاگ


سلام .........................
به وب من خوش اومدین ..........
من صدف محمدی هستم...........
و لحظات خیلی خوشیو براتون ارزو می کنم ...........

مدیر وبلاگ : sadaf JUN
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

جاوا اسكریپت

تعبیر خواب آنلاین



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سخن بزرگان

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
<>

sciencesforever

<>

تاریخ ایران

تاریخ ایران

<>

دروس راهنمایی

<> <>

دروس راهنمایی

<> <>

تاریخ ایران

<>

تاریخ ایران

U Kiss - 0330

سلامی دوباره به گرمی افتاب و به نرمی مهتاب ...

شاعر شدم دیگه .........

امروزم از دوتا سلسله ی گمنام اپیدم .........

بفرمایید ادامه مطلب .....

آق قویونلو سلسله‌ای از ترکمن‌ها‌ی سنی بود که بر قسمت‌های از قفقاز، شرق ترکیه و شمال ایران از ۱۳۷۸ تا ۱۵۰۸ میلادی فرمان می‌راند.معنی لغوی آق قویونلو "صاحبان گوسفندان سفید" می باشد.

طبق اسناد بیزانسی آق قویونلوها حداقل از سال ۱۳۴۰ میلادی در آناتولی حضور داشتند و اکثر سلاطین آق قویونلو همچنین بانی آن قره عثمان با شاهزاده خانمهای بیزانس ازدواج می‌کردند.

اولین اراضی تحت حاکمیت آق قویونلوها ایالت دیار بکر در آناتولی بود که در سال ۱۴۰۲ میلادی از تیمور به قره عثمان واگذار گردید. مدت زیادی آق قویونلوها قادر به گسترش اراضی خود نبودند، چون رقیبانشان (قره قویونلو ها) مانع قدرت‌گیری آنها می‌شدند ولی این وضع با پیروزی اوزون حسن بر جهانشاه قره قویونلو در سال ۱۴۶۷ پایان یافت.

بعد از شکست سلطان ابوسعید، اوزون حسن بغداد را به تصرف خود آورد و اراضی آق قویونلو را به اطراف خلیج فارس و خراسان در شرق رسانید. این گسترش هم‌زمان با تمایلات امپراتوری عثمانی به پیشروی در شرق بود که آق قویونلوها را به اتحاد با قارامان های آناتولی مجبور کرد.

سلطان محمد عثمانی در سال ۱۴۷۳ میلادی در نبرد ترجان بر قوای اوزون حسن آق‌قویونلو پیروز گردید و با تسخیر دیار بکر پایتخت وی، توانست بر آناتولی شرقی و سراسر آسیای صغیر مسلط شود.[۱]

در سال ۱۵۰۹ میلادی شخصی به نام امیر مبارک از جانب سلطان مراد آق‌قویونلو در بغداد حکومت می‌کرد که در برابر سپاهیان شاه اسماعیل تاب مقاومت نیاورد و تسلیم شد و سراسر بین‌النهرین به تصرف ایرانیان درآمد.[۲]


فرمانروا درگذشت
قراعثمان متوفی ۸۳۹
علی بیگ متوفی ۸۴۴
حمزه بیگ متوفی ۸۴۸
جهانگیر
اوزون حسن
سلطان خلیل متوفی ۸۸۳
یعقوب بیگ متوفی ۸۹۶
بایسنقر (آق‌قویونلو) مقتول ۸۹۷
رستم بیگ مقتول ۹۰۲
احمد بیگ متوفی ۹۰۳
الوند بیگ مقتول ۹۱۰
سلطان مراد مقتول ۹۲۰

هزاراسپیان که به نام اتابکان لرستان نیز شناخته می‌شود[۱] نام سلسله‌ای کرد است که از ( ۵۵۰ تا ۸۲۷ هَ. ق.)، (۱۱۴۸ تا ۱۴۲۴) به نواحی لرستان کنونی و بخش‌هایی از استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری حکومت کرده‌اند.اتابکان به دو دسته اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک تقسیم می‌شود.پایتخت اتابکان لر بزرگ در شهر ایذه (ایدج) و پایتخت اتابکان لر کوچک در شهر خرم‌آباد بود.[۲]

سلسله اتابکان

سلسله هزاراسپیان مشهور است به حکومت اتابکان لر بزرگ از قرن ششم تا اوایل قرن یازدهم. پایتخت این امرا در شهر ایذه (ایذج) بود. بعضی از مورخین اتابکان لر کوچک را هم به عنوان سلسله هزاراسپیان نام برده‌اند که پایتخت این امرا خرم‌آباد بود.این دو سلسله مشهور به اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک بیش از چهار سده بر نواحی وسیعی فرمان راندند.

حمدالله مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق کنونی کردستان سوریه (جبل السماق) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می‌کند. حمدالله مستوفی در سال (۷۳۰ هجری قمری/۱۳۳۰ میلادی)، از ایل ممسنی و بختیاری نام می‌برد که همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از کردستان سوریه، به مناطق کوه گیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند.به گفته حمدالله مستوفی این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.در کردستان عراق هنوز طوایف ممسنی وجود دارد.

« در صدهٔ پنجم (۵۰۰ هجری قمری) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام (کردستان سوریه)، به سبب ترسی که از اقوام بزرگتر داشتند به لرستان آمدند و در حکومت محمد خورشید مستقر شدند. آنها رعیت بودند و بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود.او پسری به نام علی داشت. چون علی درگذشت، از علی پسری به نام محمد بماند، پس از مدتی محمد نیز درگذشت.ابوالحسن فضلوی پسری به نام ابوطاهر فضلوی داشت. ابوطاهر فضلوی جوانی شجاع بود. ابوطاهر با وعده صلح و و عده و فریب و شکیبایی توانست ملک لرستان به دست آورد و هنگامی که موقعیت خود را تحکیم داد، تصمیم گرفت اعلام استقلال کند و خود را اتابک خواند و شورش نمود. در صدهٔ پنجم پس از مدتی درگذشت و پنج پسر وی مسئولیت اداره ملک لرستان را به دست آوردند . پنچ پسر ابوطاهر فضلوی هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل بودند.  »

پیدایش اتابکان لر

حاکم اتابکان لر بدر نام داشت. بدر مدت طولانی حکومت کرد و به علتی نامعلوم درگذشت، حکومت به پسر زادهٔ او نصرالدین محمد بن هلال بن بدر رسید.او حاکمی عادل بود وی وزیر خود را محمد خورشید قرار داد .در آن زمان نیمی از سرزمین لرستان در تصرف شولان بود و حاکم آنها سیف الدین ماکان روزبهانی بود. شولان از عهد اکاسره حاکم آن سرزمین بودند و موسس ولایت شول نجم الدین اکبر بود و تا کنون قوم شول را نوادگان او می دانند. از کردستان سوریه اقوامی به لرستان مهاجرات کردند، رهبر این اقوام ابوالحسن فضلوی بود. روزی در خانهٔ خورشیدیان مهمانی بود در آن مهمانی به ابوالحسن سر گاوی دادند. او آن را به فال نیک پنداشت و به اتباع خود گفت ما سردار این قوم خواهیم شد. ابوالحسن فضلولی پسری به نام علی داشت. روزی علی با سگی به شکار رفت. تعدادی ناشناس با او درگیر شدند و او را به شدت مضروب کردند و در غاری انداختند. سگ علی پسر ابوالحسن فضولی به آنها حمله کرد و چند تن آنها را زخمی کرد و به خانه برگشت قوم علی هنگامی که سگ را خون آلود دیدند به جستجوی علی رفتند و وی را در غار پیدا کردند، به خانه آوردند و معالجه کردند.

در این وقت سلغریان در فارس حاکم بودند .اما هنوز اسم پادشاهی نداشتند .علی پس از چند روز درگذشت، از علی پسری به نام محمد نام ماند محمد جوانی دلاور بود. محمد مدتی حاکم بود و در این دوران با سلغریان روابط خوبی نداشت پس از مدتی او نیز در گذشت، محمد پسری به نام ابوطاهر داشت، جوانی شجاع بود.او هم با سلغریان روابط خوبی نداشت و سلغریان سپاهی را برای مقابله با او فرستادند.ابوطاهر پس از پیروزی بر سلغریان به فارس آمد. اتابک سنقر به او گفت از من چیزی بخواه، ابوطاهر گفت به من لشکری بدهید تا در لرستان به خدمت بگیرم. اتابک سنقر هم به او لشکری داد و همراه او به لرستان فرستاد.

نام‌گذاری به هزاراسپیان

اتابکان لر را ابتدا ابوطاهر تاسیس کرد اما از آنجا که فرزند ابوطاهر به نام هزاراسپ بسیار به اتابکان اقتدار بخشید و از طرف دیگر توانست تاییدی برای حکومتش از خلافای عباسی بگیرد در حقیقت تاسیس رسمی اتابکان لر به نام اوست، بنابراین بسیاری از منابع از اتابکان لر به نام هزار اسپیان هم یاد کرده اند.[۳]

حکومت هزاراسپ

هزاراسپ که قدرتمند و شجاع بود، قائم مقام پدر شد وی حاکمی عادل و دادگر بود. در عهد او ملک لرستان بسیار آباد و پررونق بود و به همین دلیل اقوام بسیاری از کردستان سوریه کنونی به ملک لرستان پیوستند: آسترکی، مما کویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد و دیگر قبایل که اطلاعات درستی در خصوص آنها در دست نیست. چون این جماعت به هزاراسپ و برادران پیوستند، قدرت حکومت هزاراسپ بسیار زیاد شد. باقی دشمنان را از شولان به وسیله جنگ بیرون کرد و آن منطقه را به حکومت خود ضمیمه کرد. و بازماندگان شکست خورده از هزاراسپ به فارس برگشتند.هزار اسف و برادران تمام لرستان و شولستان و کرد ارکان کهپایه لرستان و تا چهار فرسنگی اصفهان را جزء قلمرو حکومت خود درآوردند[۴]

ملک لرستان

 
ایران ملوک‌الطوایفی، اتابکان لرستان اوایل قرن هشتم هجرى

ملک لرستان در زمان مغول به دو قسمت تقسیم می شد، لر بزرگ و لر کوچک و بین منطقه لر بزرگ و شیراز (فارس) ناحیه لرنشین سومی نیز وجود داشت که آن را شولستان می‌گفتند. به جای شولستان، امروز ممسنی و به جای لر بزرگ کهکیلویه و بختیاری قرار دارد و لر کوچک را اکنون لرستان می گوییم و هر یک از دو قسمت لر بزرگ و لر کوچک قبل از استیلای مغول تا مدتی بعد از از بین رفتن حکومت ایلخانان دارای امرای نیمه مستقلی بودند که بعضی از آنها هم به مناسباتی مشهور شده‌اند و از آنها عده‌ای یا به علت دخالت در ادبیات فارسی و یا در زد و خورد با سلسله‌های دیگر در تاریخ صاحب نام و نشانی شده‌اند ولی ذکر طوایف لر بزرگ و امرای آن بیشتر در تاریخ آمده تا لر کوچک چون این طوایف بین فارس و عراق عجم و عراق عرب و شولستان ساکن بوده و با اتابکان فارس و خلفای بغداد ارتباط داشته‌اند. و از همه مهم تر منطقه سکونت آنها بر سر راه عراق عرب و دره‌های کارون و کرخه به فارس و سواحل دریا قرار داشته و غالب لشکرکشی‌ها و رفت و آمدهای مردم ایران جنوب غربی با غرب و عراق عرب بایستی از طریق سرزمین این طوایف صورت بگیرد، و همین اهمیت موقع جغرافیایی سرزمین لر بزرگ بالا می برده است.در صورتی که سرزمین لر کوچک تقریباً دور افتاده بوده و بر سر راه ارتباطی کمی واقع است.

اتابکان لر بزرگ [ویرایش]

نوشتار اصلی: اتابکان لر بزرگ

اتابکان لر بزرگ از سلسله هزاراسپیان است که به مناطق چهارمحال و بختیاری کنونی و بخش‌های از استان خوزستان حکومت کرده‌اند.مؤسس این سلسله ابوطاهر است که او را اتابک (ترکمنان) سلغریان برای جلگویری از سرکشی لر بزرگ در سال ۵۴۳ ق . به این ناحیه فرستاد. اباقاخان مغول بعدها حکومت خوزستان را نیز بضمیمه ٔ سرزمین اصلی لر بزرگ به ابوطاهر داد و یکی از آنها یعنی افراسیاب پس از مرگ ارغون خان اصفهان را محاصره کرد اما خیلی زود سرکوب شد.پایتخت این امرا در شهر ایذه بود.اتابکان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین حاکم آنان که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری شکست خورد و سلسله ایشان انقراض یافت.

اتابکان لر کوچک [ویرایش]

نوشتار اصلی: اتابکان لر کوچک

اتابکان لر کوچک سلسله کوچکی از هزاراسپیان هستند که در فاصلهٔ سال‌های ۵۸۰ تا ۱۰۰۶(ه.ق) در قسمت‌های شمالی و غربی لرستان ناحیه لر کوچک حکومت می‌کرده‌اند. امرای این سلسله از اعتاب شجاع‌الدین‌خورشید، مؤسس سلطنت لر کوچک بوده‌اند و آخری‌ن حاکم لر کوچک به دست شاه عباس یکم صفوی کشته و سلسله اتابکان لر کوچک منقرض گردید.[۵][۶][۷][۸]

گستره حکومتی [ویرایش]

طوایف لر کوچک قبایلی بودند مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایرانی که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق می‌کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می‌دادند و به بسیار کم حکومتی مستقل داشتند. سرزمین لرستان به دو قسمت لر کوچک و لر بزرگ تقسیم می‌شود. در کتاب تاریخ مغول در صفحه ۴۴۲ و در کتاب مجمل التواریخ گلستانه در صفحه ۲۰۴ به این شرح در خصوص نواحی لر کوچک و بزرگ آمده‌است :

« لر کوچک همان است که حالیه هم آن را لرستان می‌گوییم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند می‌شده بیشتر ناحیه فیلی یعنی اطراف خرم‌آباد و اراضی پشت کوه بوده‌است . مراد از لرکوچک، ایلات لرستان حالیه و مراد از لر بزرگ، ایلات بختیاری دانسته شده‌است یعنی به خلاف تقسیم فوق.  »

[۹]

فهرست امرای اتابکان لر [ویرایش]

فهرستی از اتابکان و امرای لر بزرگ و مدت حکومتشان در زیر آمده است. قابل ذکر است که اتابکان تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین آنها که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری برافتاد و سلسله ایشان منقرض شد.

  • ابوطاهر در حدود ۵۵۰ هجری قمری
  • اتابک هزاراسپ بن ابی طاهر تا ۶۲۶.
  • عمادالدین پهلوان بن هزاراسب از ۶۲۶ تا ۶۴۲.
  • نصرةالدین کلجه پسر هزاراسب از ۶۴۲ تا ۶۴۹.
  • تکله پسر هزاراسب از ۶۴۹ تا ۶۵۶.
  • شمس الذین الب ارغو پسر هزار اسب از ۶۵۶ تا۶۷۲.
  • یوسف شاه بن الب ارغو از ۶۷۲ تا ۶۸۸.
  • افراسیاب بن یوسف شاه از ۶۸۸ تا ۶۹۵.
  • نصرةالدین احمدبن یوسف شاه از ۶۹۵ تا ۷۳۰.
  • یوسف شاه دوم بن نصرةالدین احمد از ۷۳۰ تا ۷۴۰.
  • افراسیاب دوم بن نصرةالدین احمد از ۷۴۰.
  • نورالوردبن سلیمان شاه بن اتابک احمد تا ۷۵۷.
  • اتابک پشنگبن سلغرشاه بن اتابک احمد از۷۵۷ تا ۷۹۲.
  • پیر احمدبن اتابک پشنگ از ۷۹۲ تا ۷۹۸.
  • ابوسعیدبن پیر احمد تا ۸۲۰.
  • شاه حسین بن ابی سعید از ۸۲۰ تا ۸۲۷.
  • غیاث الدین کاوس بن هوشنگ.[۱۰]

این امرا به هیچ وجه از امرای سلاجقه نبوده و از شاهزادگان سلجوقی نیز کسی را تحت حمایت و تربیت نداشته‌اند و عنوان اتابکان دربارهٔ آنها به عنوان لقب و در واقع به معنی امیر و ملک مستقل است نه مربی شاهزادگان سلجوقی.[۱۱] بسیاری از سنوات راجع به سلطنت سلسله اتابکان لرستان تحقیقی نیست. غیر از سلسله کم اهمیت اتابکان لرستان یک سلسله ٔ کوچک دیگری از اتابکان نیز در ناحیه لر کوچک حکومت می‌کرده و از اوایل قرن هفتم تا قرن دهم در آن ناحیه باقی بوده‌اند.[۱۲]





نوع مطلب : هزاراسپاییان، اق قویونلو، 
برچسب ها :

       نظرات
پنجشنبه 2 تیر 1390
sadaf JUN


 
 
 
mouse code|mouse code

كد ماوس